<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کودکانه های زندگی من</title>
<link>http://achild.blogfa.com/</link>
<description>گم گشته ام! کجا؟ ندیده ای مرا؟؟؟</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 31 Jul 2009 00:15:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>113. پایان</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>رفتم. یعنی احتمال فراوان دیگه اینجا نمینویسم. گرچه اونجا یه مقداراتی سخت تره ولی دنج تره. ازش خوشم اومد. آرشیوم همینجا میمونه. امیدوارم اونجا بهتر بشه. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینم &lt;A href=&quot;http://mychildness/blogspot.com&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://mychildness.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;خونه ی&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/A&gt; جدید من. خب دیگه. امیدوارم اونجا هم بیاید.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 31 Jul 2009 00:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=114</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>112</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>گویا باید کوچ کرد. همه دارم میرن. منم فردا میرم از اینجا. آدرس وبلاگ جدیدمو میذارم اینجا. همتونم اونجا لینک میکنم. دارم میرم blospot . خلاصه که یه اسباب کشی دارم.</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 13:51:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>111</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>گهگاهی بیشتر دوستت دارم و گاهی کمتر. دست من نیست ، شاید اگر دست من بود همیشه بیشتره رو به بیشتر بود. شاید. گاهی فکر میکنم به قدر کافی محکم هستی برای تکیه کردن گاهی هم فکر میکنم هنوز بچه ای!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه این روزها من حال و حوصله ندارم و تو هم تقریبا وظایفت(!) را انجام نمیدهی اصلا اتفاق خوشایندی نیست. نگرانم بابتت...!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 23:28:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>110</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>من به شدت زنانگیم بالا زده. دلم یه آغوش گرم میخواد واسه ساعتها زار زدن و شاید جلوت بشینه و فقط اشکاتو پاک کنه، اونوقت تو زل بزنی تو اون چشاش و دوباره اشکات سرازیر شن بی هیچ هق هقی. اشکات وقتی دونه دونه پاک میشن بدون بهونه شاید بفهمی به همین اتفاق هم میشه دلخوش بود و خندید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وااااااااای که چقدر دلم میخواد دستتو بکنی تو موهام و اونارو با انگشتات شونه کنی بعد هی بگی&quot; چقدر موهات نرمه، دیگه کوتاهشون نکنی ها،بذار بلند شن&quot; منم لبخند بزنم که یعنی باشه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضی وقتها دلم میخواهد، پیش می آید، کاریش نمی شود کرد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 22:27:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>109</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>۴،۵ روزه ناجور ریختم به هم. نمیدونم اصلا چجوری اینجوری شد. ظاهرا اتفاق خاصی هم نیفتاده یه دفعه قاطی کردم. خودم، خانواده،دوستام، بهداد، همه چی ریخته به هم. همه چیییییی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احساس درموندگی بدی دارم. نمیتونم حلشون کنم. همه چی شوخی شوخی داره جدی میشه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلا نمیدونم چرا اینجوری شد. همه چی داره دور سرم میچرخه...!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 23:04:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>108</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>+ نصفه شبی بیخوابی زده به سرم. دوباره فکرای عجیبی غریب. دارم فکر میکنم من که یه بار بیشتر زندگی نمیکنم پس چرا نمیرم دنبال کارایی که دوست دارم؟! گاهی تغییرات بزرگ یه جورایی جرئت میخواد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ دلم میخواد الان یه ۵،۶ سال بزرگتر بودم. نمیدونم چرا!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ دیشب یه سری حرف زدم فقط محض دیشب.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ فکر میکنم اینجا رو فقط واسه خودم مینویسم نه واسه کسی که بیاد کامنت بذاره. همین.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Jul 2009 01:27:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>107</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>+ وقتی فکر تموم کردن یه رابطه میخوره تو سرت یه چیزایی عوض میشه، از اون وقتاست که میگی خوشی زده زیر دلت ها! آره از همون وقتاست. یه حس جدید بد رو دارم تجربه میکنم. شاید هم خوب باشه دقیقا نمیدونم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ وقتی با حسهای جدیدی مواجه میشم معمولا عکس العمل خوبی نشون نمیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ میدونم تو که اون بالا نشستی منو یادت نرفته. یه کاریش بکن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 21:50:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>106</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>+ بعضی وقتها که یهویی خیلی نگران میشم و از نظر خودم اصلا هم بی دلیل نیست بقیه یه جوری نگام میکنن، در گوش هم یواش میگن بیچاره دختره خل شده. بعضی وقتها تو هم نمیفهمی، بهم میخندی، سرتو کج میکنی میگی آخه این نگرانی داره؟   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ تقصیر منم نیست آخه، کلا همیشه قلبم باید تو دهنم باشه واسه هر چیز مسخره و کوچیکی. بیخیال.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ تقصیر کسی نیست که هواپیمایی از اون بالا به زمین بخوره. فقط از این به بعد باید مراقب سرمون باشیم محض احتیاط.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ اینکه بعضی وقتها تنبل میشم برای اکتیو شدن حقیقتا تقصیر من نیست شاید تقصیر هوا باشه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;+ کلا این پست دنبال مقصر میگشت! حالا تقصیر تو چیه که گوشیت از صبح خاموشه ؟؟؟؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Jul 2009 14:59:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>105</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>اینجور که معلومه من شبا نمیتونم پست آپ کنم اینجا چون هی وسطش خوابم میبره! باید یه تغییر زمانی ایجاد کنم حتما!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر راه رفتم امروز تو این گرما دقیقا تو اوجش! نمیدونم اصلا چجوری تونستم؟ شاید به خاطر اینکه گرم حرف زدن( به عبارتی حرف گوش دادن، چون معمولا همش اون حرف میزنه :پی) بودم تونستم! تازه کلی هم کم غر زدم :دی. در هر حال دارم از خستگی میمیرم الان. کاش زودتر میومدم یه کم حرف میزدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظرم کار اشتباهی کردم دفترمو گذاشتم کنار.چون یه چیزاییو فقط همونجا میشه نوشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: چقدر امروز ناز شده بودی! غیر قابل وصف....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 21:36:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>104</title>
<link>http://achild.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>من چیزی نمیدونم...اینقدر از من سوال نپرس! فقط داری رو اعصاب من راه میری!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 21:47:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=achild&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>achild</dc:creator>
<guid>http://achild.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
