یه ۲۰ روزی هست چیزی ننوشتم! واسه امتحانا بود که هنوزم هست و واسه اینکه حوصله نداشتم که اتفاقا الان هم ندارم اصلا! امشب شب بدیه! از یه طرف استرس انتخابات! تا حالا اینقدر واسه اینجور مسائل حرص نخورده بودم. از یه طرف این سیستم SMS ها قطع شده! خب دلم واسش تنگ شده. هی که نمیشه زنگ بزنی. از یه ور دیگه ساعت 11 زنگ زدن گفتن پدربزرگم فوت شد. تو این هیر و ویر امتحانا اصلا اعصاب ندارم. فک کنم 2 تا از درسامو میفتم! 2 تا 4 واحدی!!!!
نمیدونم اصلا چرا دارم مینویسم. هیچی ندارم بگم. هیچی
پ.ن: فقط یه چیزی، حالم از شادی به هم میخوره! حالش رو خواهم گرفت به همین زودی ها!



