الانم من وایسادم این بیرون و دارم همه چیو از دور نگاه میکنم. اینقدر حس آرامش عجیبی بهم دست داده. چیزی که خیلی وقت بود گمش کرده بودم. اینجوری راحت تر میشه فکر کرد، راحت تر میشه تصمیم گرفت. به توصیه ی یه عزیزی ۱ هفته درس و دانشگاه تعطیل( در طی یک حرکت انتحاری، اونم وسط میانترما!!!!!) خود این ریسک کلی بهم حال داد! بعضی وقتها به جای اینکه نگرانی هارو بخوای حل کنی اگه عامل نگرانیو حذف کنی بهتره. البته من به کسی پیشنهاد نمیکنم ۲ تا از میانترم هارو بپیچونه ولی خب من این کارو کردم و چقدر هم چسبید حذف این عوامل نگرانی!!! البته میدونم که آخر ترم میشه جبرانش کرد!
جمع و جور کردن اتاق هم این جور وقتها جواب میده بخصوص اگه اون اتاق مثل مال من باشه!!!!! یه کار دیگه ای که این هفته قراره انجام بدم نمایشگاه رفتنه! از بچگی عاشق این کار بودم. تنها جاییه که از شلوغیش خوشم میاد ! از قسمت کتابهای خارجی خوشم میاد، چون به طرز عجیبی اشتیاق منو واسه یادگیری زیاد میکنه و نمیدونم چرا!!! قسمت عمومی هم که دیگه خوراکه! بخش کودک نوجوان هم خداییش واسه هر سنی جذابیت داره! حتما یه سری هم باید به مطبوعات و مجلات زد. دلم واسه ۴۰چراغ تنگ شده خیلی!
این هفته شاید هستی رو ببینم! دلم واسش یه ذره شده! کاش زودتری این ماجراها تموم شه یه نفس راحت بکشه!
خلاصه که هفته ی پرباری خواهم داشت و وقفه ی خوبیه واسه یه شروع پر انرژی! در مجموع انگاری حالم خوبه!!!
پ.ن: همینجوری واسم بمون چون هی دوست ترت میدارم!



