امتاحانا هم تموم شد. خیلی جالبه واقعا. تنها دانشگاهی تو تهران که امتاحاناش عقب نیفتاد ما بودیم. یعنی این دانشگاه ما هم نوبره والا!
در هر حال تموم شد و یه جورایی اصلا هم خوب نبود. این روزها یه جوریم. یه عالمه دغدغه دارم که چند وقتیه از قصد دارم سعی میکنم بهشون فکر نکنم! این چند وقته از شدت خستگی سعی کردم ذهنمو خالی نگه دارم ولی مگه میشه؟؟!!!! دیگه از این سی ا ست لعنتی خسته شدم. از آدمهای دور و برم حوصلم سر رفته....! من دلم آرامش میخواد. من امنیت و آزادی میخوام.....!



